تبليغاتX
اميد ومحيا


اميد ومحيا










سلام این عکسا رو تقدیک میکنم به همه مادرهای عزیز و محیا خانم گل

دوستت دارم

 

 روزت مبارک

ادامه عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 12:59  توسط امید  | 


ضدحال يعنی وقتی يه قرار لطيف تو اينترنت داری وصل نشی

 

ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره

 

ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو

 

ضدحال يعنی روز تولدت دوست پسرت جلوی دوستات فقط يه شاخه گل بهت بده و تو هم جلو همه سوسک بشی

 

ضدحال يعنی دوست دخترتو بيرون با يه پسر ديگه ببينن

 

ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه

 

ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن

 

ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه

 

ضدحال يعنی قبض تلفن بياد 987979543456547979794654687 تومن...!!

 

ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی اشتراکت تموم بشه

 

ضدحال يعنی با.۹.۷۵ افتادن

 

ضد حال يعنی يه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه

 

ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد

 

ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه ۱۰

 

ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق

 

ضد حال يعنی بری عروسی خانمها و اقايون جدا باشن

 

ضدحال يعنی تو اتاقت فيلم نگاه ميکنی همينکه ميرسه جای.........مامان یا بابا بياد تو

 

ضدحال يعنی هیستوری رو پاک نکنی همه ايميلاتو داداشه فضولت بخونه

 

ضدحال يعنی کارگردان شدن حنا مخملباف

 

ضدحال يعنی کاندید شدن رفسنجانی برای انتخابات مجلس

 

ضدحال يعنی خواننده شدن میناوند

 

ضدحال یعنی حسنی امام جمعه ارومیه

 

ضدحال يعنی پژو آر- دی

 

ضدحال يعنی فیلم ژاپنی

 

ضدحال یعنی عشق یه طرفه

 

ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد

 

ضدحال یعنی از سرویس دانشگاه جا موندن

 

ضدحال یعنی با ماشین بابا جریمه شدن

 

ضدحال یعنی سلام کنی جوابتو ندن

 

ضدحال یعنی عینکت سر جلسه امتحان بیفته زمین بشکنه

 

ضد حال یعنی سر جلسه امتحان خودکارت تموم بشه

 

ضدحال یعنی با دوست دخترت بری کافی شاپ دخترخالتو ببینی

 

ضدحال یعنی تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه

 

ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی

 

ضد حال یعنی اونیکه خیلی دوستش داری رو نتونی ببینی

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387 ساعت 7:39  توسط محیا  | 


خري آمد به سوي مادر خويش

كه اي مادر چرا رنجم دهي بيش

برو امشب برايم خواستگاري

 اگر تو بچه ات را دوست داري

خر مادر بگفتا اي پسر جان

 تو را من دوست دارم بهتر از جان

توبين اين همه خرهاي خوشكل

يكي را تو نشان كن نيست مشكل

خرك با شادماني پشتكي زد

كمي عرعر نمود و قلتكي زد

بگفت مادر به قربان نگاهت

به قربان دو چشمان سياهت

خر همسايه را عاشق شدم من

 به زيبايي نباشد مثل او خر

بگفت مادر به او پالن به تن كن

 بزرگان خران را تو خبر كن

همه خرها برفتند بر طويله

 همان گونه كه رسم است بر قبيله

تو اي دوشيزه خر خانم،خر آيي؟

 به عقد دايم اين خر در آيي؟

ميان جمعيت يك خر ندا داد

عروس رفته به باغ يونجه بياره

براي بار سوم باز پرسيد

 سر دوشيزه خر خانم بجنبيد

چنان شوري ز شوق آنجا به پا شد

 خر داماد از شادي در هوا شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ساعت 16:4  توسط محیا  | 


تيك تيك تيك... اه ....چرا اين قدر دير ميگذره....ديگه نميتونم تحمل كنم.....اصلا!!!!ميدونين بعضي وقتا كه اصلا حوصله ي جايي رو كه هستم ندارم...ميگم خوبه يه كاري كنم كه از شر همشون خلاص شم...يا بعضي وقتا كه تو خيابون راه ميرم ديگه مواظب نيستم كه ببينم حالا موتوري اي كه داره رد ميشه حواسش هست يا نه....ميگم به هر حال يا ميپيچه يا ترمز ميكنه و يا هم ميزنه ديگه!!!!

وقتي از همه جا درمونده ميشم..ميگم يعني ميشه اين دقايق و اين ثانيه ها تموم شه؟يعني واقعا ميشه؟...فكر ميكنين چه وقت آدم به اين جور چيزا فكر ميكنه؟وقتي دلتنگه....وقتي افسرده است .... وقتي به بن بست رسيده ...ويا وقتي عشقش ميخواد تركش كنه......

نميدونم....اما...من....دارم همين جور دقايق و ثانيه هاي زندگيمو ميگذرونم.....صبح ها اصلا نميخوام از جام بلندشم،چون ميدونم يه روز جديد شروع شده و بايد دوباره برم پي بدبختي هاي زندگيم...آره...شايد خيلي ها بگن ...تو كه هنوز جووني...سني نداري.....حتي هنوز معنيه بد بختيم نميدوني!....اما ....اين بدبختيه كه آدم هميشه فكرش مشغول باشه.....نگران و بلاتكليف باشه و يا اينكه همش به اين فكر كنه كه شايد براي هميشه تنها بهانه ي زندگيشو از دست بده..به اين فكر كنه كه ديگه هيچ وقت نميتونه ببينتش...به اين فكر كنه كه ديگه نميتونه صداي گرمشو بشنوه.....ببينم......اصلا ميشه بي بهونه زندگي كرد؟!

شايد ....اما شايدم نه....وقتي ديگه هدفي نداشتي....ديگه كسي رو نداشتي كه به شوق شنيدن صداش روزتو شروع كني....كسي رو نداشتي كه ديگه بهت بگه........دوستت دارم.......آيا ميشه زندگي كرد..... دارم ديوونه ميشم....نميدونم ديگه بايد چي كار كنم....خدايا...خداي خوب و مهربون...مگه تو همه ي بنده هات رو دوست نداري....مگه تو سختي ها و مشكلات يار و ياورشون نيستي....پس چرا ما داريم اين قدر بدبختي ميكشيم....چرا؟!

خدايا..نذار اون اتفاقي كه ازش ميترسم سرم بياد....نذار براي هميشه تنها بمونم.....خدايا كمكم كن......

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 5:17  توسط محیا  | 


پیشاپیش فرا رسیدن نوروز ۱۳۸۷ رو به همه ی شما دوستای گلمون تبریک میگیم.

امیدواریم که سالی همراه با موفقیت و شادکامی رو پیش رو داشته باشین.ما رو هم حتما سر تحویل دعا کنین.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 ساعت 17:18  توسط محیا  |